راهپیمایی و ویلچررانی فرهنگی و ورزشی در سطح منطقه یک تهران برگزار شد.

همایش فرهنگی و ورزشی ویلچررانی سطح منطقه یک تهران

روز جمعه ۲ مهر ماه ۸۹ برای خیلی از انسان ها یک روز عادی بود ، اما برای افراد دارای معلولیت روز آزمودن یک تجربه جدید بود.

روز راهپیمایی ، اما اینبار راهپیمایی کمی متفاوت؛ راهپیمایی با ویلچر.

اول صبح با روحیه ای خوب و پر از نشاط از خونه ها زدیم بیرون. محل تجمع مان پارک امام علی (ع) واقع در سه راه فرمانیه بود. لحظه به لحظه بر تعدادمان افزوده میشد تا جایی که به خود آمدیم و دیدیم بیش از ۱۵۰ نفر از دوستان مان که  نیمی از آنها دارای معلولیت بودند گرد هم آمدند. برای آغاز راهپیمایی لحظه شماری می کردیم. درسته که در حین راهپیمایی گپ زدیم ، از تجربیات هم استفاده کردیم و چیزهای جدید آموختیم ، اما راهپیمایی روز جمعه به این موارد خلاصه نمی شد و هدف های والاتری در سر داشتیم و به امید تحقق آنها بود که نیروی دستان مان برای چرخاندن چرخ های صندلی چرخدار چند برابر شده بود و خستگی جایی برای خودنمایی نداشت.

هدف مان یک حرکت نمادین بود، یک کار فرهنگی تا به جامعه نشان بدهیم که ما هم هر چند روی ویلچر نشسته ایم ،اما درست مانند دوستانمون که کنار ما گام بر می دارند و درست به اندازه همان ها ، حق استفاده از تمام مزایا و امکانات جامعه را داریم.

هدف مان یکسان سازی و عادی سازی فرصت ها بود.

هدف مان تصحیح باورها بود.

مسیر پارک امام علی (ع) تا پارک قیطریه را در کنار دوستان غیرمعلول خود پیمودیم به امید آنکه نگاه ها و چشم ها به دیدن ما عادت کنند. به امید انکه همان نگاه گذرایی که به او می انداختند به من هم با همان نگاه نظر کنند، نه با نگاه و چشمانی متعجب و پر از سوال؟!

با زبان بی زبانی فریاد زدیم: آرزوی مان شده که مثل بقیه افراد جامعه بتوانیم از امکانات جامعه و کشور خودمان استفاده کنیم. چیز زیادی هم نمی خواهیم، پر توقع هم نیستیم ،یکی از آرزوهای مان همین است که مثل بقیه بی دردسر بتوانیم در خیابان های شهرمان تردد کنیم . نه اینکه قدم به قدم ، جوی های عریض و چاله ها و پله ها و آسفالت های کنده شده ، لذت حضور در جامعه را در زیر آسمان آبی خدا ، خودکفا و بدون نیاز به همراه را از ما بگیرد.

انجمن باور ، اداره تربیت بدنی معاونت اجتماعی شهرداری منطقه ۱ ، پلیس راهنمایی و رانندگی، پلیس نیروی انتظامی، اداره آتش نشانی و امداد و نجات استان تهران، اورژانس تهران و ۲۰ نفر از همیاران عزیز ، به زنجیره مستحکم باور متصل شده بودند تا باورمان پررنگ تر و قوی تر باشد.

ماشین ها پشت چراغ قرمز متوقف شده بودند ، تا شرکت کنندگان در این راهپیمایی ایمن تر و آسوده تر از خیابان عبور کنند.

روز روز ما بود. از آسمان گرفته تا چراغ راهنمایی همه و همه تصمیم گرفته بودند همکار و همیار ما باشند ، تا صدای آهسته معلولین را رساتر و خوش آهنگ تر و بلندتر به گوش مردم و مسئولین برسانند.

بعضی ها پشت فرمان اتومبیل ها کلافه و معترض شده بودند و حرکت مان را کاری بیهوده تلقی می کردند. ما نشنیده گرفتیم و گفتیم انقدر همه راه ها را امتحان می کنیم و خسته نمی شویم تا به نتیجه دلخواه برسیم. با لبخندمان عذرخواهی کردیم و گفتیم بگذارید یک ربعی هم خیابانی در منطقه ۱ تهران بسته شود و مختص عبور افراد دارای معلولیت باشد. این همه به مانع برخوردیم و سکوت کردیم و کسی صدای پرهیاهوی سکوت مان را نشنید. این همه در خانه ها ماندیم و کسی سراغ مان را نگرفت. این همه شما در خیابان ها رفتید و آمدید و لحظه ای هم به مشکلات ما فکر نکردید. بی انصاف نباشید مردم ، نگذارید احساس کنیم حضور ما برای شما سنگین است !!!

از حق نگذریم عده ای هم حضورمان را در آن گرما کار بزرگی می پنداشتند و تشویق مان می کردند.

با ورود ما به پارک قیطریه موسیقی شادی از بلندگوها پخش شد که خستگی را از تن مان در آورد. هر چند که در بین راه هم با خوراکی و آب معدنی پذیرایی شده بودیم.

دور تا دور استخر بزرگ پارک با ویلچرها و چهره های شاداب بچه ها آراسته شده بود. سنگ فرش ها و درختان پارک در تمام طول عمرشان این همه ویلچر را با هم یکجا ندیده بودند. تعجب یا تحسین شان قابل تشخیص نبود ، اما افرادی که از قبل در پارک حضور داشتند از گوشه و کنار پرس و جو می کردند که این گروه از کجا و به چه منظور دور هم جمع شده اند؟؟؟ ما هم پاسخ می دادیم و گوشه ای از اهداف مان را برایشان شرح می دادیم.

بعد از اجرای برنامه های موسیقی و تأتر که بسیار مورد توجه دوستان قرار گرفت آقای شهرام مبصر، از چند تن از دوستان فعال در برنامه ها تقدیر و تشکر به عمل آوردند و هدایایی به رسم یادبود تقدیم آنها کردند.

ناگفته نمونه که تمام شرکت کنندگان در برنامه نیز جعبه های فرهنگی باورهای من را به عنوان هدیه دریافت کردند ، تا با دیدن آنها خاطره ۱ روز خوب و بیاد ماندنی را همیشه در ذهن شان تازه نگه دارند.

در پایان جا داره تا تشکر ویژه ای داشته باشیم از جنای آقای بتو معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه ۱ ، سرکار خانم صالح پور و جناب آقای رمضانی مسئولین محترم اداره تربیت بدنی معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری منطقه ۱ ، پلیس راهنمایی و رانندگی، نیروی انتظامی، اداره آتش نشانی و امداد و نجات استان تهران ،اورژانس تهران، شرکت “ایران ره ” ویژه ایاب و ذهاب معلولین و تک تک اعضاء عزیز گروه همیاران باوری .

نویسنده : مهدیه رستگار

جهت تماشای تصاویر این برنامه اینجا کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *